سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )
144
جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )
موالى بنى حارث بن كعب و از چهرههاى برجسته كوفه بود كه به علم و فصاحت و كرم شهرت داشت . او از طرف دامادش بكير بن ماهان ، كاتب ابراهيم امام ، به عباسيان پيوست . چون بكير در آستانه مرگ بود ، به امام وصيت كرد كه به جاى وى ابو سلمه را عهدهدار دعوت عباسى كند . ابو سلمه نيز براى دعوت عباسى تلاشهاى بسيار زيادى كرد . پس از آنكه مردم با ابو العباس به خلافت بيعت كردند ، او ابو سلمه را وزير خود گرداند ، و لقب وزير آل محمد صلّى اللّه عليه و آله به او داد . « 1 » ابو العباس علاقهاى به ابا سلمه نداشت و در دل ، نسبت به او كدورتهايى احساس مىكرد ، « 2 » اما براى انتخاب وى به وزارت ، ناگزير بود . به نظر ما اين امر ، دو دليل داشت : دليل اول ، منزلت و جايگاه او نزد مردمان خراسان بود و اين مردم ، ياران اصلى دولت عباسى بودند . دليل دوم ، جايگاه او نزد شيعيان علوى بود . ابو العباس مىخواست آنان را آسوده خاطر گرداند كه اين امر از نامگذارى ابو سلمه به عنوان وزير آل محمد ، و نه وزير بنى عباس ، آشكار مىشود . « 3 » مورّخان بر اين امر توافق دارند كه ابو سلمه تمايل داشت خلافت از خاندان عباسى به خاندان علوى منتقل شود ؛ تمايلى كه سرانجام موجب قتل او به دستور خليفه ، ابو العباس شد . در اين باره ، طبرى مىگويد : « وقتى ابو سلمه خبر يافت كه مروان بن محمد ، ابراهيم را ، كه به او امام مىگفتند ، كشته است ، در كار دعوت به سوى فرزندان عباس تغيير رأى داد و در ضميرش چنين گذشت كه براى كسى جز آنها دعوت كند . » « 4 » يعقوبى مىگويد : « ابو سلمه چنين تدبير كرد كه خلافت را به فرزندان على بن ابى طالب عليه السّلام بازگرداند . » « 5 »
--> - آنكه ، ابو سلمه دكانهايى داشت كه در آنها سركه مىساختند ، ازاينرو ، به خلال مشهور شد . سوم آنكه ، خلال ، منسوب به نيام شمشير است . ( 1 ) . اين لقب را نقباى دعوت عباسى به او بخشيدند و رياست را به او دادند . ( جهشيارى ، الوزراء و الكتّاب ، 84 ) ( 2 ) . ابن طباطبا ، الفخرى فى الآداب السلطانيه ، ص 138 . ( 3 ) . در حقيقت كارهاى اصلى ابو سلمه به وظايف كاتب اموى شباهت داشت . مسعودى مىنويسد : « بنى عباس به جاى نام كاتب ، اسم وزير را انتخاب كرده و به كار گرفتهاند . » ( التنبيه و الاشراف ، ص 294 ) ( 4 ) . تاريخ طبرى ، ج 6 ، ص 85 . ( 5 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 3 ، ص 81 .